
سه روزه که رسما اسم یه مرد مهربون اومد توی شناسنامه م بگذرم ازین که وقتی همه فامیل فهمیدم چقدر خوشحال شدن و احساس کردم خوشحالی شون واقعیه. عمه بزرگ که وقتی زنگ زد بهم سرکار بودم و پشت تلفن گریه میکرد برادرم که خارج بود و بعد عقد توی حرم تمام تلاششو کرد و تلفنی با من و شوهرم صحبت کردو تبریک گفت... دختر دایی ها و دختر عمه ها توی تلگرام پیام تبریک فرستادن و بعدا هم حضوری تبریک گفتن و مامان همه کسایی ...
ادامه مطلب